پسی

لغت نامه دهخدا

پسی. [ ] ( اِ ) حرفی از حروف یونانی که پسی تلفظ میشود و آن بیست و سیمین از حروف یونان قدیم است و نیز رجوع به اِپسی شود.
پسی. [ پ َ ] ( حامص ) تأخر. مقابل پیشی. تقدم:
تو بر نصیحت آن پیس جاهل پیشین
شده ستی از شرف مردمی بسوی پسی.ناصرخسرو. || تنگی. نیازمندی: گفت خاموش که در پسی مردن به که حاجت پیش کسی بردن. ( گلستان ).
- در پسی ماندن؛ در تداول عوام، کامیاب نگردیدن و عقب ماندن.
پسی. [ ] ( اِخ ) نام موضعی به شمال شهرزور.

فرهنگ فارسی

۱- پس رفتن تاخر مقابل پیشی. ۲- تنگی نیازمندی. یا در پسی ماندن. کامیاب نگردیدن عقب ماندن.
حرفی از حروف یونانی

دانشنامه عمومی

پسی ( Psi ) ( یونانی: پسی، انگلیسی: سای ) ( بزرگ Ψ، کوچک ψ ) ۲۳اُمین حرف الفبای یونانی است و در دستگاه شمارش یونانی مقدار ۷۰۰ را دارد. در یونانی، با اینکه این حرف صامت است می تواند در اول کلمه بیاید مانند «ψάρι».
حرف سای برای نمایش تابع موج در مکانیک کوانتم، معادله شرودینگر و نشان گذاری برا - کت به کار می رود: ⟨ ϕ | ψ ⟩.
سای به عنوان نماد تابع چندگاما به کار می رود، به طوری که
که در آن ( Γ ( x تابع گاما است.
حرف سای در موارد زیر نیز به کار می رود:
• در ریاضیات به عنوان نماد عدد ابرطلایی و برابر ۱٫۴ به کار می رود که از معادله x³ = x² + 1 به دست می آید.
• پتانسیل آب در حرکت آب بین سلول های گیاهی.
• تابع بخار در مکانیک سیالات که نشان می دهد سرعت جریان همواره مماس است.
• سیاره نپتون
• مزون خی - سای در ذرات بنیادی.
• عرض ژئوسنتریک در ژئودزی و مهندسی نقشه برداری را نشان می دهد.
• حروف یونانی

جمله سازی با پسی

💡 چشم وفا داشتن از آن صنم ای دل جهل نخستین یار و عقل پسین بود

💡 نخستین خرد بود و مردم پسین اگر راه یزدانت باید بس این

💡 کیومرث ابوالملوکی تا واپسین روزهای زندگی خود با رسانه‌های ورزشی نامه‌نگاری می‌کرد و ایرادهای تاریخی مطالب چاپ شده را گوشزد می‌کرد.

💡 سری به عجز نهادم به پیشِ صبر امروز بلی قضایِ چنین روزِ واپسین باشد

💡 ز مصرع نفس واپسین عیان‌گردید که ما ز هر چه‌گذشتیم انتخاب‌گذشت

💡 عالمی صد ناله پیش‌آهنگی امید داشت یک نگاه واپسین ناگاه برگردید و رفت