پرکنی

مترادف‌ها

پر کردن

متضادها

خالی کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{defeathering} [علوم و فنّاوری غذا] کندن پرهای لاشۀ پرندگان گوشتی

جمله سازی با پرکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خم دهی حرص را به صلت پشت پرکنی آز را ببذل شکم

💡 دامنم پرکنی از آنچه کنی کیسه ابلهان از آن خالی

💡 راست کردند این خران سوگند تو پرکنی زینها کنون بی‌شک جحیم

💡 ندرد انجمن یأس ما شراب دگر هم از شکست مگرپرکنیم مینا را

💡 ناگشته تهی معده به خوان ننشینی زان پیش که معده پرکنی برخیزی

💡 ز جوش لاله ‌رخان پرکنید آغوشم به قدر حوصله هر زخم‌، مرهمی دارد

💡 او سعی کرد با پرکنی بیش از حد از کلمات بی‌معنی، سعی کند تا موضوع اصلی بحث را از توجه شنوندگان منحرف کند و حقیقت را بپوشاند.

💡 در برخی از سخنرانی‌ها، ما شاهد پرکنی‌های فراوان از سوی گوینده هستیم که هدف آن‌ها تنها طولانی کردن بحث بدون ارائه اطلاعات مفید و علمی است.

💡 تلاش برای پرکنی در پاسخ به سوالات مستقیم، معمولاً نشان‌دهنده‌ی عدم تسلط فرد بر موضوع مورد بحث و تلاش او برای پنهان کردن حقیقت است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران