پس گوشت

فرهنگستان زبان و ادب

{mechanically recovered meat} [علوم و فنّاوری غذا] گوشتی که با دستگاه از استخوان بازیابی شده باشد

جمله سازی با پس گوشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از قربانی، میترا و خدای خورشید با هم ضیافت کردند، گوشت و نان خوردند و شراب نوشیدند.

💡 باز شروان شو، بدان جایی که دادنت همی گوشت خوک مردهٔ یک‌ماهه و نان جوین

💡 عجب اینجاست که یکبار، به گوشت نرسید این همه نالهٔ شبگیر و، فغان سحرم

💡 عقاب عشق توام صید کرد و در اول چو گوشت خورد و بآخر چو استخوان انداخت

💡 بربط چو طفلی ناتوان از درد بیماری نوان شریانها بر استخوان هم گوشت ز اعضا ریخته

💡 گر گوشتان اشارت غیبی شنیده نیست بر خاک روضه‌وار فریبرز بگذرید