پر و پا. [ پ َ رُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) پا: پر و پام نجس شده. || پیش آمد: خوب پر و پائی برای فلان افتاده است. چنین پر و پائی برای هیچکس نیفتاده. || بنیان محکم. اساس استوار: گفته های او پر و پائی ندارد.
- از پر و پا افتادن؛ آمد و رفت قطع شدن: آخر شب مردم که از پر و پا افتادند مطالعه بهتر می توان کرد.
- || سکوت و آرامش یافتن.
- || بیطاقت شدن. رجوع به پر و پای و رجوع به پا و پر شود.
(پَ رُ ) (اِمر. ) ۱- پا. ۲- پیش آمد، از ~افتادن درمانده شدن.،به ~ی کسی پیچیدن کنایه از: مزاحمت و دردسر ایجاد کردن برای کسی.
۱. پا.
۲. اساس و بنیان محکم.
۳. تاب وتوان، پایداری، پاوپر.
۴. فرصت و موقع مناسب: خوب پروپایی برایش افتاده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در فوریه ۲۰۲۴، ولکر ترک، مسئول حقوق بشر سازمان ملل، اعلام کرد که سازمان ملل مورد حملات اطلاعات نادرست قرار گرفته است و گفت: «سازمان ملل متحد به تیر برق برای پروپاگاندا و پیشمرگی برای شکست سیاستها تبدیل شده است.»
💡 طی سالیان متمادی، براون طرفدار پروپاقرص سیاستمداران و سیاستهای حزب دموکرات بوده و در سال ۲۰۰۸ نیز در کارزار انتخاباتی ریاستجمهوری باراک اوباما شرکت کردهاست.
💡 پروپای شد آمد نیست اکنون تیر را زان کوه خمیده پشت و پی کرده، زعزلت چون کمان آمد