کلمه «پرورانیده» به معنای پرورش داده شده، بزرگ شده یا تربیت شده است. این واژه از ریشه «پروردن» گرفته شده و نشاندهنده عملی است که به رشد و نمو کسی یا چیزی کمک میکند. «پرورانیده» معمولاً برای انسان، حیوان یا حتی گیاه به کار میرود و بیانگر تلاش برای آموزش، مراقبت و رشد است. در ادبیات فارسی، این کلمه اغلب برای توصیف کسی که با دقت و محبت تربیت شده به کار میرود. پرورانیده میتواند هم به معنای فیزیکی (رشد جسمانی) و هم به معنای معنوی و اخلاقی (تربیت روحی) استفاده شود. کاربرد این واژه در متون ادبی، دینی و علمی دیده میشود و بیانگر اهمیت پرورش و توجه به رشد موجودات است. به عنوان مثال، میتوان گفت: «این فرزند پرورانیده پدر و مادرش است» که نشاندهنده تربیت و مراقبت والدین است.
پرورانیده
لغت نامه دهخدا
پرورانیده. [ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( ن مف ) پرورده. پرورانده. پرورش یافته. تربیت کرده:
ببیند یکی روی دستان سام
که بد پرورانیده اندر کنام.فردوسی.
فرهنگ معین
(پَ وَ دِ ) (ص مف. ) پرورده، پرورش یافته.
فرهنگ عمید
پرورده، پرورش یافته.
ویکی واژه
پرورده، پرورش یافته.
جمله سازی با پرورانیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه این خورد پرورید روان پرورانیده را همه خورد آن
💡 تازه رویش چوگل به آب حیات پرورانیده در حیا به حیات