لغت نامه دهخدا
پرهیاهو. [ پ ُ هََ یا ] ( ص مرکب ) پرآوا. پر داد و قال. پرآواز. پر قال و قیل.
پرهیاهو. [ پ ُ هََ یا ] ( ص مرکب ) پرآوا. پر داد و قال. پرآواز. پر قال و قیل.
۱. جایی که در آن سروصدا بسیار باشد.
۲. کسی که جاروجنجال بسیار کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راستی جای پرهیاهوئیست وز پی دفع خواب داروئیست
💡 سایر آثار آرین نیز، همچون سهگانه پارسیان و من ریشه در فرهنگ و اساطیر کهن ایرانی دارند چرا که آرین بازگشتن به فرهنگ ایرانی و بازسازی آن را نیاز امروز جامعه ایرانی برای تعامل با جهان پرهیاهو میداند.
💡 با وجود اینکه اتوبوس قرمز آلبومی مخصوص کودکان و نوجوانان است اما آنطور که بمرانی پیشنهاد میکند اشعار آلبوم طوری نوشته شده است که برای بزرگسالان نیز جذابیت داشته باشد. سبک آلبوم تلفیقی از موسیقی پرهیاهوی بلوز، کانتری و فانک است که پیشتر به درخواست نشر چکه ساخته شده بود.