پرندین

لغت نامه دهخدا

پرندین. [ پ َ رَ ] ( ص نسبی ) هرچیز که از حریر سازند. ( برهان ). هرچه از پرند سازند. آنچه از پرند دوزند. ( فرهنگ رشیدی ). پرندینه:
ز هر سو بی اندازه در وی بجوش
بتان پرندین بر حله پوش.اسدی.

فرهنگ معین

(پَ رَ دِ ) [ پرند + ین، پس. نسبت = پرندینه ] (ص نسب. ) آن چه از پرند درست کنند، هر چه از حریر سازند، پرندینه.
(پَ رَ ) (ص نسب. ) ابریشمی.

فرهنگ عمید

چیزی که از حریر دوخته یا ساخته شده باشد.

فرهنگ اسم ها

اسم: پرندین (دختر) (فارسی) (تلفظ: parandin) (فارسی: پَرَندين) (انگلیسی: parandin)
معنی: چیزی که از حریر دوخته یا ساخته شده باشد، نرم و لطیف مانند پرند، لطیف و نرم مانند پَرَند، پَرَند، نرم و لطیف چون پرند

ویکی واژه

نسبت پرندینه (ص نسب.)
پرند + ین،
آن چه از پرند درست کنند، هر چه از حریر سازند، پرندینه.
ابریشمی.

جمله سازی با پرندین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز پولاد و در آژده مغفرش پرندین نشان بسته اندر سرش

💡 وگر برخی قوافیش خشن نشگف‌کز فاقه پلاسین ‌پو شد آنکو نیست سنجان و پرندینش

💡 گل سرخ بر سر نهاد و ببست عقیقین کلاه و پرندین ازار

💡 گل از ناله ی بلبل خوش سرای دریده به تن بر پرندین قبای

💡 ز برد و خز و پرندین و قاقم و سیفور ز طوق و یاره و خلخال و عقد و ارونجن

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز