پرمعنی

مترادف‌ها

پرمحتوا، معنادار، پرمضمون

متضادها

بی‌معنی، پوچ، بیهوده، بی‌محتوا

لغت نامه دهخدا

پرمعنی. [ پ ُ م َ نا / نی ] ( ص مرکب ) که معنی بسیار دارد. پرمغز.

فرهنگ عمید

۱. سخنی که معنی بسیار دارد.
۲. آنچه از آن مطالب بسیار فهمیده شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) که معنای بسیار دارد که بسیار چیزها از آن فهمیده میشود پر مغز: ( سرش را با حالت پر معنی تکان داد. ) ( ص. هدایت )

جمله سازی با پرمعنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سنایی را مسلم شد که گوید زهدِ پرمعنی نداند قیمت نظمش هر آن کو گوشِ کر دارد

💡 کوه رحمت در همه دنیا تراست قاف و القرآن پرمعنی تراست