پرصدا
مترادفها
پرصدا، بلند، پرهیاهو
متضادها
بیصدا، ساکت، آرام
فرهنگ فارسی
( صفت ) پر سرو صدا.
جمله سازی با پرصدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشقان احرام طوف کوی جانان بسته اند پرصدا شد جمله آفاق زآواز جرس
💡 از جوش ذکر و غلغل زوّارِ روضه ات پیوسته باد گنبد افلاک پرصدا
💡 چون خر دجال بیرون تاختی از... شد فضای اصفهان از عر و تیزت پرصدا
💡 بنالید از آن درد ابر سیاه شد آفاق از نالهاش پرصدا
💡 ای بلبلی که وقت ترنم ز نغمه ات سطح محیط گنبد پیروزه پرصداست
💡 زین قصه هفت گنبدِ افلاک پرصداست کوتهنظر ببین که سخن مختصر گرفت