لغت نامه دهخدا
صدادار. [ ص َ / ص ِ ] ( نف مرکب ) باصدا. باآواز. باصوت. رجوع به صدا شود.
صدادار. [ ص َ / ص ِ ] ( نف مرکب ) باصدا. باآواز. باصوت. رجوع به صدا شود.
( صفت ) با صدا با آواز.
sonoro
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند دقیقه فیلم صدادار رنگی از الکترو در حال کار کردن را میتوان در دقیقهٔ ۳۳:۵۵ از فیلم «خانواده میدلتون در نمایشگاه جهانی نیویورک» مشاهده کرد. این فیلم یکساعته که توسط وستینگهاوس ساخته شده بود، غرفهٔ وستینگهاوس در نمایشگاه را به تصویر میکشید.
💡 لودیمار هرمان با استفاده از آواسنج ادیسون خواص طیفی اصوات صامت و صدادار را بررسی کرد و در این مقالات بود که اصطلاح «مرکب» برای نخستین بار معرفی شد. همچنین، هرمان صداهای ضبطشدهاي صدادار را در سرعتهای متفاوتی بازپخش کرد که با آواسنج ادیسون ساخته شده بود و اینگونه نظریات تولید حروف صدادار ویلیس و ویتستون را آزمایش کرد.