پرستی
مترادفها
پرستش، عبادت
لغت نامه دهخدا
پرستی.[ پ َ رَ ] ( حامص ) در کلمات مرکبه ذیل و نظایر آن. رجوع به آن کلمات شود: یزدان پرستی. شاه پرستی. خداپرستی. سایه پرستی. بت پرستی. جان پرستی. ( فردوسی ). خودپرستی. خیال پرستی. می پرستی. آتش پرستی. عناصرپرستی. عیال پرستی. کعبه پرستی. حق پرستی. باده پرستی. مرده پرستی.
دانشنامه عمومی
پرستی ( به لاتین: Præstø ) یک شهرک در دانمارک است که در ووردینبورگ، کمون دانمارک واقع شده است. پرستی ۲٫۴۸ کیلومتر مربع مساحت و ۳٬۸۱۴ نفر جمعیت دارد.
جمله سازی با پرستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی کند آشفته ترک میپرستی در جهان تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش
💡 دردی بنوش ای جان بسکل ز هوش ای جان ازرق مپوش ای جان تا که صنم پرستی
💡 أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ که اللَّه را پرستی وَ اتَّقُوهُ و از او بپرهیزید وَ أَطِیعُونِ و مرا فرمان برید.
💡 ز قبول خلق مستی ز هوای خود پرستی اگر این چنین بمانی صنم زمانه باشی
💡 امانوئل اشپرنر در سال ۱۹۲۸ در هامبورگ با سرپرستی شرایر درجه دکتری را دریافت نمود.