پردرخت

لغت نامه دهخدا

پردرخت. [ پ ُ دِ رَ ] ( ص مرکب ) بسیاردرخت. که درخت بسیار دارد. که درختان انبوه دارد:
یکی بیشه پیش آمدش پردرخت
نشستنگه مردم نیکبخت.فردوسی.

فرهنگ عمید

جایی که درخت بسیار دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) جایی که درخت بسیار دارد که درختان انبوه دارد.

جمله سازی با پردرخت

💡 پر از آب و پر سبزه و پردرخت نشستنگه مردم نیک بخت

💡 قسمت شمالی خیبر پختونخوا از مناطق سرسبز و پردرخت و گردشگری است. بیشتر ساکنان این ایالت پشتون هستند. قسمت جنوبی آن شامل شهرهایی است که بسیاری از مؤسسات و صنایع پاکستان در آن واقع شده‌اند.

💡 باغ و بهار و بخت بین عالم پردرخت بین وین همگی درخت‌ها رسته شده ز دانه‌ای

💡 جامها پر ز شهد و شیر وشراب باغها پردرخت و میوه و آب

💡 یک جزیره پرگیاه و پر علف پردرخت میوه دار از هر طرف