پرخواری
مترادفها
پرخواری، شکمپرستی
متضادها
کمخوری
لغت نامه دهخدا
پرخواری. [پ ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) رجوع به پرخوارگی شود.
فرهنگ عمید
شکم پرستی.
فرهنگ فارسی
پر خوری.
فرهنگستان زبان و ادب
{hyperphagia, polyphagia} [تغذیه] مصرف زیاد و غیرطبیعی مواد غذایی
ویکی واژه
مصرف زیاد و غیرطبیعی مواد غذایی.
جمله سازی با پرخواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرخواری تو جمله ز پرخواری تست کمخوار شوی اگر تو کمخوار شوی
💡 شود اگر چه ز پر خواری آدمی برخوان چه باک صوفی بیچاره را ز پرخواری
💡 قناعت کن بدین یک نان که داری که پرخواری کشد آخر به خواری
💡 یا ز پرکاری است و کمخواری یا ز پرخواری است وکمکاری
💡 گشت مردی شریک پرخواری کرد تقسیم توشه را باری