پاسک
لغت نامه دهخدا
پاسک. [ س َ / س ُ ] ( اِ ) خمیازه. دهن دره. دهان دره. ( برهان ). فاژ. فاژه. آسا. اَسا. خامیاز. خامیازه. تثاوب ثوباء. رجوع به آسا شود.
فرهنگ معین
(سَ یا سُ ) (اِ. ) خمیازه، دهان دره.
فرهنگ عمید
= باسک
فرهنگ فارسی
( اسم ) خمیازه دهان دره فاژ فاژه آسا خامیاز پاشک.
خمیازه دهن دره
دانشنامه عمومی
پاسک، روستایی در دهستان هیت بخش مرکزی شهرستان قصرقند در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲٬۰۳۵ نفر ( ۴۲۳ خانوار ) بوده است.
ویکی واژه
خمیازه، دهان دره.
جمله سازی با پاسک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توزیع پاسکال و توزیع پولیا حالتهای خاص دوجملهای سلبی هستند.
💡 این موضوع اولین بار توسط پاسکال فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی بهطور مختصر فرمول بندی شد و بعدها به عنوان قانون پاسکال شناخته شد. این قانون کاربردهای فراوانی در هیدرواستاتیک دارد.
💡 طول عمر خستگی مشخصکننده مدت زمان سرویس دهی قطعهای است که تنش تناوبی معینی به آن اعمال میشود. برای مثال اگر تنش متناوبی به اندازه 620 مگاپاسکال به قطعه فولادی اعمال شود، طول عمر خستگی آن 100000 دور (چرخه) خواهد بود.
💡 از نظر ویژگیها میتوان گفت که جاوا بیشترین نزدیکی را به آبجکتپاسکال دارد، با این تفاوت که آبجکتپاسکال یک زبان کامپایلی است.