ول دادن

لغت نامه دهخدا

ول دادن. [ وِ دَ ] ( مص مرکب ) رها کردن. آزاد کردن. آزاد گذاشتن.
- ول دادن صدا؛ در تداول، آواز خواندن. سر دادن صدا. دادوبیداد کردن. آواز برآوردن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
- ولش دادن؛ در تداول، ول دادن. ( لغات عامیانه جمال زاده ). رجوع به ول دادن شود.
|| آزاد کردن کسی از زندان.

فرهنگ معین

(وِ. دَ ) (مص م. ) ۱ - رها کردن، آزاد کردن. ۲ - آزاد کردن کسی از زندان.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- رهاکردن آزادکردن آزاد گذاشتن. ۲- آزاد کردن کسی از زندان.یا ولا دادن صدا. ۱- آواز خواندن. ۲- داد و بیداد کردن.

ویکی واژه

رها کردن، آزاد کردن.
آزاد کردن کسی از زندان.

جمله سازی با ول دادن

💡 موسم عالم آب است برون آ صائب سبزه ها بوسه به کنج لب جدول دادند

💡 ابن علقمی به تاتارها نامه نوشت و آنها طمع کردند و بنده خود را برای آنها فرستاد و ملک عراق را برای انها تسهیل کرد و از آنها خواست که نماینده آنها در کشور باشد، پس به او قول دادند که آماده شدن برای مقاصد عراق را آغاز کردند و به بدرالدین لؤلؤ صاحب موصل نامه نوشت که هر چه از ابزار جنگی می خواهند نزد آنها بفرستد.