وغست

لغت نامه دهخدا

وغست. [ وَ غ َ ] ( ص ) ظاهر و آشکار. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( انجمن آرا ).

فرهنگ معین

(وَ غَ ) (ص. ) ظاهر، آشکارا.

فرهنگ عمید

ظاهر، آشکار.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ظاهرا آشکارا.یا به وغست. علانیه: آشکارا: (( جنید گفت که ما این علم ( تصوف ) در سردابه ها و خانه ها گفتنیم نهان شبلی آمده و آنرا بر سر منبر برد بر خلق به وغست به تشنیع. ) )

ویکی واژه

ظاهر، آشکارا.

جمله سازی با وغست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن دروغست و کژ و بر ساخته سر آن کژ را تو هم نشناخته

💡 ز گلشن می رسی می خورده ای گل گر دروغست این غنیم آن رنگ آل و عارض پرخوی شود ما را

💡 تا سزای او و صد چون او دهم ور دروغست این سزای تو دهم

💡 رقیب از مهربانی‌های آن بت می‌زند لافی دروغست این مگر رسم بتان را من نمی‌دانم؟

💡 گفتم این حرف دروغست و ندارم باور تا شبی زلف و لبش دیدم و کردم اقرار

💡 اگرم شاه و بی‌توام چه دروغست ما و من و گرم خاک و با توام چه لطیفست آن منی

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز