ورنج

لغت نامه دهخدا

ورنج. [ وَ رَ ] ( ص ) آزمند وحریص و خداوند شره. ( ناظم الاطباء ). خداوند حرص و شره را گویند. ( برهان ). حریص. ( انجمن آرا ):
به ظل همای همایون جاهت
دو بازوی زاغ ورنج ارج کردم.سوزنی.و ظاهراً در این بیت به جای ورنج ورخج است؛ یعنی زشت و مکروه. ( انجمن آرا ). || پرخور و شکم پرست. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(وَ رَ ) (ص. ) خداوند حرص و شره را گویند.
(وَ رَ ) (ص. ) خداوند حرص و شره را گویند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) خداوند حرص و شره را گویند: بظل همی همایون جاهت دو بازوی زاغ و رنج ارج کردم. ( جهانگیری. سوزنی سمرقندی ) توضیح رشیدی گوید: و ظاهرا درین بیت بجای ورنج ورخچ است یعنی مکروه و زشت. مولف فرهنگ نظام نویسد: دربعضی نسخ بجای و رنگ فرخج است و در بعضی سیه پس سند دیگر لازم است و اگر همین شعر لازم باشد معنی حرص میدهد نه حریص ولی در صورت نسخه ورنج صفت زاغ و بمعنی حریص باشد.

ویکی واژه

خداوند حرص و شره را گویند.

جمله سازی با ورنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیک و بد نفع و ضر و راحت ورنج کز تو بگذشت در سرای سپنج‌،

💡 ناکا می ورنج است همه حاصل دنیا ور کام بود حاصل از آن نیز چه حاصل

💡 همچون‌نفس بنای‌جهان برتردداست درمنزلیم ورنج سفرمی‌کشیم ما

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال اورنج کانتی اشاره کرد.

💡 احمد پورنجاتی، مدیرکل فرهنگی وزارت اطلاعات در دوران محمد ری‌شهری بود.

💡 دفتر مرکزی آروبا ایرلاینز در اورنجستاد واقع شده‌است و به ۴ مقصد، پرواز مستقیم انجام می‌دهد.

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز