ورزکار

کلمه «ورزکار» به کسی گفته می‌شود که به کار کشاورزی و زراعت مشغول است و زمین‌های زراعی را برای کشت محصولات آماده می‌کند. این واژه در زبان فارسی ریشه‌های کهن دارد و با واژگانی مانند زارع، برزکار، کشتکار و برزگر هم‌معنی است و همگی به فعالیت در زمینه کشاورزی اشاره دارند. ورزکار با زمین و محصولات زراعی سر و کار دارد و مسئولیت کاشت، داشت و برداشت محصولات را بر عهده دارد.  واژه «ورزه» یا «وورزی» نیز به عملی گفته می‌شود که ورزکار برای آماده‌کردن زمین انجام می‌دهد، مانند شخم زدن، آماده‌سازی خاک و آبیاری اولیه. ورزکار نمادی از تلاش، صبر و ارتباط نزدیک با طبیعت است و نشان‌دهنده فردی است که با پشتکار و دانش خود زمین را زنده نگه می‌دارد.

لغت نامه دهخدا

ورزکار. [ وَ ] ( ص مرکب ) زارع. برزکار. کشتکار. ( ناظم الاطباء ). کشاورز. برزگر. برزیگر. زراعت کننده. ( آنندراج ) ( برهان ):
بیوشاسب دیدم شبی سه چهار
چنانکه آیدی نزد من ورزکار.ابوشکور.گهی بدرود خوشه ت ورزگاری
گهی بشکست شاخی باغبانت.ناصرخسرو ( چ مینوی ص 217 ).همه ورزکاران اویند یکسر
مسلمان و ترسا که زنار دارد.ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(وَ ) (ص فا. ) برزگر، کشاورز.

فرهنگ عمید

= ورزگار

فرهنگ فارسی

برزگر، کشاورز، ورزه، وورزی هم گفته شده است
( صفت ) برزگر زارع کشاورز: همه ورزکاران اویند یکسر مسلمان و ترسا که زنار دارد. ( ناصر خسرو )

ویکی واژه

برزگر، کشاورز.

جمله سازی با ورزکار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دمان شیر مرگست و ما ورزکار همان چرخ و دریا و در کشت کار