لغت نامه دهخدا
ناتوانانواز. [ ت َن َ ] ( نف مرکب ) کسی که مینوازد مردمان ضعیف و ناتوان را. || ( اِخ ) خداوند عالم جل شأنه که یاری میکند درماندگان را. ( ناظم الاطباء ):
جهان آفرین ایزد کارساز
توانا کن و ناتوانانواز.نظامی.
ناتوانانواز. [ ت َن َ ] ( نف مرکب ) کسی که مینوازد مردمان ضعیف و ناتوان را. || ( اِخ ) خداوند عالم جل شأنه که یاری میکند درماندگان را. ( ناظم الاطباء ):
جهان آفرین ایزد کارساز
توانا کن و ناتوانانواز.نظامی.