ودیعت

واژه «ودیعت» یا «ودیعه» در زبان فارسی و عربی به معنای امانت، سپرده و چیزی است که شخصی آن را به فرد دیگری می‌سپارد تا به خوبی از آن نگهداری شود و در زمان لازم دوباره بازگردانده شود. این واژه مفهوم اعتماد و سپردن مال، دارایی یا هر چیز ارزشمند به فردی امین را در خود دارد و نشان‌دهنده رابطه‌ای مبتنی بر اطمینان میان دو طرف است. در کاربردهای لغوی و ادبی، ودیعت تنها به اموال مادی محدود نمی‌شود و می‌تواند شامل مفاهیم معنوی یا نمادین نیز باشد، مانند «وديعت حیات» که به معنای زندگی به عنوان امانتی از سوی خداوند در نظر گرفته می‌شود. در این نگاه، زندگی انسان نیز نوعی امانت تلقی می‌شود که باید به درستی از آن مراقبت شود. همچنین در برخی متون، ودیعت برای اشاره به پدیده‌هایی مانند باران نیز به کار رفته است، زیرا باران گویی از آسمان به زمین سپرده می‌شود و سپس بازمی‌گردد. در معنای گسترده‌تر، این واژه هر چیزی را شامل می‌شود که به قصد نگهداری و حفظ به دیگری سپرده شده باشد. ودیعت در روابط انسانی نشان‌دهنده مسئولیت‌پذیری و امانت‌داری است و از مهم‌ترین مفاهیم اخلاقی در فرهنگ فارسی و اسلامی به شمار می‌رود. در متون حقوقی و رسمی نیز این واژه برای بیان سپردن پول یا مال به صورت امانت استفاده می‌شود. تفاوتی که میان ودیعه و امانت ذکر شده، در گستره معنایی آن‌هاست، به این صورت که ودیعه بیشتر حالت خاص و قراردادی دارد و امانت معنای کلی‌تری را در بر می‌گیرد. به طور کلی، این کلمه مفهومی است که بر سپردن، اعتماد و حفظ چیزی تا زمان بازگرداندن آن تأکید دارد و در همه کاربردهای خود بر اصل امانت‌داری استوار است.

لغت نامه دهخدا

ودیعت. [ وَ ع َ ] ( از ع اِمص، اِ ) ودیعة. امانت. ( غیاث اللغات ). امانت و زنهار و هر چیزی که به کسی بسپارند و در نزد وی امانت گذارند و با نهادن و سپردن و گذاردن ترکیب شود:
ور ودیعت نهند مال یتیم
نزد ایشان غنیمت انگارند.ناصرخسرو.بماندم من و ماند عبدالمجیدی
ودیعت به یزدان پاکش سپردم.خاقانی.به روشن ترین کس ودیعت سپار
که از آب روشن نیاید غبار.نظامی.- ودیعت حیات؛ زندگانی که به منزله امانتی است از طرف حق تعالی. ( فرهنگ فارسی معین ).
|| باران، زیرا که به ابر سپرده شده. || رعیت، زیرا که به پادشاه سپرده شده. ( ناظم الاطباء ).
ودیعة. [ وَ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث ودیع. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) زنهار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). چیز به زنهارداده. ( یادداشت مؤلف ). || امانت. ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چیزی که نزد امین میسپارند. سپرده. ( از اقرب الموارد ). ج، ودائع. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). امانتی است که نزد غیر سپرده میشود از روی قصد تا او آن را حفظ کند. و فرق میان ودیعه و امانت به عموم و خصوص است. ودیعه خاص است و امانت عام است و حمل عام بر خاص صحیح است و عکس آن صحیح نیست. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات سیدجرجانی و رجوع به ودیعت شود.

فرهنگ معین

(وَ عَ ) [ ع. ودیعة ] (اِ. ) پولی یا مالی که به امانت سپرده شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ودیعه: ورازی که بمنزل. ودیعتی سپرده باشند محافظت آن از اوصاف کرم... یا ودیعت حیات. زندگانی که بمنزل. امانتی است از طرف حق تعالی: وپاینده سلطان برلاس در آنجا ودیعت حیات مستعار باز سپرد. )

ویکی واژه

ودیعة
پولی یا مالی که به امانت سپرده شود.

جمله سازی با ودیعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ودیعت نهادت فلک در سرشت بسی خوی نیک و بسی خوی زشت

💡 به یاران زبان نصیحت گشاد به هر سینه گنجی ودیعت نهاد

💡 هزار رنگ من و ما ودیعت نفسی‌ست دو دم قیامت روز حساب را دریاب

💡 به زیر سایهٔ حفظ تو چون نیاسایم که خویش را به ودیعت سپرده ام به امین

💡 آنچه در حوصله اوست ودیعت زخدای گر بجبریل کنی قصه برآرد شیون