وداعی

لغت نامه دهخدا

وداعی. [ وِ ] ( ص نسبی )منسوب به وداع. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وداع شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به وداع

جمله سازی با وداعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تاکی چو جرس دل به تپیدن بخراشم در ناله‌ام آغوش وداعیست اثر را

💡 مرنج ار وداع تو ناکرده رفتم که از خویش رفتن وداعی ندارد

💡 اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعی کنند اهل تصوف زوجد و حال وداعی

💡 کرد با ثروت وداعی سوزناک گفت کای سرمایهٔ عیش و سرور

💡 آن شوخ جفا پیشه که هیچم بوداعی ننواخت دم رفتن و از شهر بدر رفت

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز