وحدانیت

لغت نامه دهخدا

وحدانیت. [ وَ نی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) احدیت. حالت یگانه. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). یکتایی. یگانگی. تنهایی و یگانگی و وحدت. ( ناظم الاطباء ): قسم به وحدانیت خدا:
ز هر شمعی که جویی روشنایی
به وحدانیتش یابی گوایی.نظامی.به وحدانیت حق جل و علا اقرار کردید. ( گلستان سعدی ).
- وحدانیت خدا؛ یگانگی خدا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(وَ یَّ ) [ ع. وجدانیة ] (مص جع. ) یگانگی، یکتایی.

فرهنگ عمید

۱. یگانگی، یکتایی، حالت تنهایی و انفراد.
۲. یکتایی و یگانگی خداوند.

فرهنگ فارسی

یگانگی، یکتایی، حالت تنهایی وانفراد
(مصدر ) یکی بودن یگانگی یکتایی: (( و برهستی وحدانیت او درحقایق سفتند. ) )

ویکی واژه

یگانگی، یکتایی.

جمله سازی با وحدانیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لاجرم سعت او بمثابتی است که آنکه در همه عالم نگنجد، جملۀ عوالم در قبضۀ اوناپدید بود، سراپردۀ فردانیت در ساحت وحدانیت او زند، بارگاه سلطنت آنجا سازد و کارگاه کارها اینجا پردازد، حل و عقد و قبض وبسط و تمکین و تلوین همه اینجا بود. فاذا قبض اخفی ما ابدی، و اذابسط اعادما اخفی.

💡 لباس آثار وحدانیت اوست عیان از حسن او انیت اوست

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز