وایست

وایست

واژه «وایست» در فارسی قدیم و متون کهن به چند معنا به کار رفته است که هر یک زمینه و کاربرد خاص خود را دارد. نخستین و رایج‌ترین معنا، همان «بایست» است که به مفهوم ایستادن، توقف کردن یا متوقف شدن اشاره دارد. این کاربرد بیشتر در متون ادبی و شعری دیده می‌شود و نشان‌دهنده عمل فیزیکی یا حالتی از توقف است.

دومین معنا، «ضرورت» یا «لزوم» است. در این معنا، وایست بیانگر چیزی است که اجتناب‌ناپذیر، لازم و ضروری به شمار می‌آید. برای مثال، وقتی گفته می‌شود این کار وایستی انجام شود، منظور این است که انجام آن کار واجب و ضروری است و نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. این کاربرد در متون اخلاقی، فلسفی و دینی نیز بسیار دیده می‌شود.

سومین معنا و کاربرد واژه، اشاره به «حاجت، مراد و مقصد» دارد. در این معنا، وایست به چیزی گفته می‌شود که نیاز و هدفی را برآورده می‌سازد یا جزو ضروریات زندگی و کار است. این مفهوم با عبارت‌هایی مانند «چیزهای بایستی» نیز مرتبط است و نشان می‌دهد که این کلمه علاوه بر ایستادن و ضرورت، می‌تواند به مجموعه‌ای از امور ضروری و مطلوب نیز دلالت داشته باشد.

مترادف‌ها

ایستاد، بایست

متضادها

نشست، رفت

لغت نامه دهخدا

وایست. [ ی َ / ی ِ ] ( ص، اِ ) بایست و ضروری. ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). وایا. حاجت و مراد و مقصد و ضروری. ( از برهان ). چیزهای بایستی. دروایست. دربایست.مایحتاج. ( از یادداشت های مرحوم دهخدا ):
که گر گردد در وایست بازم
نیاید تاابد دیگر فرازم.عطار.

فرهنگ معین

(یِ ) (ص. ) بایست، ضرورت، لزوم.

فرهنگ عمید

= بایستن

ویکی واژه

بایست؛ ضرورت، لزوم.

جمله سازی با وایست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شیخ گفت: روزی مریدی را کی بمُراد مرساد کی هرکه مراد در کنار نهادند بدرش بیرون کردند و هرک در وایست و ناوایست خود ماند دست از وی بشوی که بلای خود و خلق گشت. پس گفت هر کسی را وایستی است و وایست ما آنست که مارا وایستی نبود.

💡 سوختی از آتش کین خانهٔ آل علی را وایستادی بر سر آن آتش و نظاره کردی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران