واقول
لغت نامه دهخدا
واقول. [ ق َ ] ( اِ مرکب ) وادنگ.دبه. نکول. انکار پس از اقرار. رد. نکول پس از قبول. بازگشتن از گفتار و وعده خود. ( یادداشت مؤلف ).
- واقول آوردن؛ پس از اعتراف انکار کردن. دبه درآوردن. واقول درآوردن. نکول کردن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(قَ یا قُ ) [ فا - ع. ] (اِ. ) (عا. ) انکار، دبه، نکول.
ویکی واژه
(عا.)
انکار، دبه، نکول.
جمله سازی با واقول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اعو لایام هبته مراتبا واقول زاد مراتب الایام