واسپاری

مترادف‌ها

برون‌سپاری

فرهنگستان زبان و ادب

{leasing} [عمومی] قراردادی که براساس آن واسپارنده با تأمین مالی حق استفاده از یک دارایی را در اختیار واپذیرنده می گذارد و او مختار است در پایان دورۀ قرارداد مالکیت آن را بپذیرد یا آن را به واسپارنده برگرداند

ویکی واژه

قراردادی که براساس آن واسپارنده با تأمین مالی حق استفاده از یک دارایی را در اختیار واپذیرنده می‌گذارد و او مختار است در پایان دورۀ قرارداد مالکیت آن را بپذیرد یا آن را به واسپارنده برگرداند.

جمله سازی با واسپاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از ملک دو کون بر سرآیی یک‌باره اگر تو واسپاری

💡 نباشد هرگزت از خود خلاصی اگر خود را نه از خود واسپاری

💡 مدیر شرکت تصمیم گرفت با واسپاری مدیریت بخش تولید به یک متخصص باتجربه، تمرکز خود را بر توسعه استراتژیک و بازارهای بین‌المللی معطوف کند.

💡 واسپاری مسئولیت‌های حساس به افراد غیرمتخصص می‌تواند منجر به بروز مشکلات جدی و خسارات مالی غیرقابل جبرانی در ساختار سازمان و شرکت شود.

💡 در مدیریت مدرن، واسپاری برخی وظایف تکراری به تیم‌های پشتیبانی، به منظور افزایش بهره‌وری و تمرکز بر فعالیت‌های اصلی سازمان، بسیار رایج است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران