لغت نامه دهخدا
وابسته بودن. [ ب َ ت َ / ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) وابسته بودن به، معلق بودن بر. وابسته به فلان امر بودن، بدان علاقه داشتن.
وابسته بودن. [ ب َ ت َ / ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) وابسته بودن به، معلق بودن بر. وابسته به فلان امر بودن، بدان علاقه داشتن.
وابسته بودن به. معلق بودن بر.
dipendere
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم عربستان پیش از اسلام زندگی بدوی و نخستین داشتند و قبیلههای عرب برای امرار معاش به دامداری وابسته بودند.
💡 در این قاره حزب سوسیالیست ملی نیوزلند و حزب ملی سوسیالیست استرالیا به اتحادیه جهانی نازیها وابسته بودند.