هیچوجه
مترادفها
اصلاً، هرگز، به هیچ وجه
متضادها
همیشه، همواره
لغت نامه دهخدا
هیچ وجه. [ وَج ْه ْ ] ( ق مرکب ) هیچ طور. هیچ گونه.
فرهنگ معین
(ق مر. ) هیچ طور، هیچ گونه.
فرهنگ فارسی
هیچ طور هیچگونه.
هیچطور هیچگونه
جمله سازی با هیچوجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعد از تو زندهایم و ندارم بههیچوجه عذری از این گناه به وجهی حسن دریغ
💡 وجهالله اوست دل مبر از وی به هیچوجه بابالله اوست پامکش از وی بههیچ باب
💡 من هیچوجه فکر نمیکردم که با این همه تلاش و پشتکار، در نهایت بتوانم به جایگاه شغلی مورد نظرم برسم و مدیریت بخش بازاریابی شرکت را بر عهده بگیرم.
💡 اگر او به موقع حقیقت را به دوستانش میگفت، هیچوجه با این حجم از سوءتفاهم و تنشهای شدید در روابط اجتماعی خود در این مدت طولانی روبرو نمیشد.
💡 با وجود تمام وعدههایی که در طول سالهای گذشته به ما داده شده بود، ما هیچوجه نتوانستیم تغییرات ملموس و واقعی را در کیفیت خدمات آنها مشاهده کنیم.