هیچگونه
مترادفها
هیچ، هیچیک، هیچکدام
متضادها
هرگونه، همهگونه
لغت نامه دهخدا
هیچ گونه. [ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) هیچ قسم:
مگردان دل از مهر افراسیاب
مکن هیچ گونه به رفتن شتاب.فردوسی.ز فرمان او هیچ گونه مگرد
تو پیرایه دان بند بر پای مرد.فردوسی.
فرهنگ عمید
کلمۀ نفی، هیچ نوع، هیچ شکل.
فرهنگ فارسی
هیچ قسم
جمله سازی با هیچگونه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو از زیان منت هیچگونه سودی نیست مخواه بیش زیان من گدا ای دوست
💡 در خشک سال هجران، هو دولت رخ تست گر هیچگونه ماندست، در چشم بنده آبی
💡 مرا عزیمت رفتن درست کی شود از ری که هیچگونه نیاید برون مه تو، ز عقرب
💡 چنان کنی همه کاری که کس نداند کرد ز روزگار نیابی بهیچگونه عتاب
💡 تو را کمال و هنر هیچگونه سود نداشت که خاک و آب سیه بر سر کمال و هنر
💡 مدیر شرکت تاکید کرد که هیچگونه کوتاهی در اجرای پروتکلهای ایمنی و حفاظتی در محیط کار پذیرفته نخواهد بود و برخورد جدی صورت میگیرد.
💡 با وجود بررسیهای دقیق توسط کارشناسان، هیچگونه شواهدی مبنی بر تقلب در نتایج آزمایشهای علمی یافت نشد و گزارش نهایی تایید شد.
💡 او تلاش کرد تا هیچگونه احساس بدی به دوستانش منتقل نکند، اما غم عمیق نهفته در چشمانش، حقیقت را برای همه آشکار میساخت.