هژمونی
مترادفها
سلطه، برتری، تسلط، چیرگی
متضادها
تبعیت، انقیاد
فرهنگ معین
(هِ ژِ مُ ) [ فر. ] (اِ. ) برتری، سروری، سلطه.
دانشنامه آزاد فارسی
هِژِمونی
رجوع شود به:سلطه
ویکی واژه
برتری، سروری، سلطه.
جمله سازی با هژمونی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دوران حکومت سوئد در سال ۱۷۱۰ به پایان رسید، زمانی که تمام استانهای بالتیک سوئد در مراحل پایانی جنگ بزرگ شمالی تسلیم سربازان روسیه شدند. هژمونی روسیه در سال ۱۷۲۱ رسمیت یافت.
💡 نظریه استعمار الکترونیکی همچنین قدرت هژمونیک ایالات متحده آمریکا بر صنایع فرهنگی جهانی را نیز توصیف میکند. این موضوع کنترل مرکزی این کشور بر اینترنت از طریق آیکان و بسط امپراتوری ارتباطاتی آن بر همه دنیا را شامل میشود.
💡 اگرچه این اصطلاح دردهه ۱۹۶۰رایج شد و توسط طرفداران اصلی آن برای اشاره به هژمونیهای فرهنگی درجهان پسااستعماری استفاده میشد، امپریالیسم فرهنگی نیز برای اشاره به زمانهای در گذشته استفاده میشدهاست.
💡 قدرتهای بزرگ جهانی همواره تلاش میکنند تا از طریق ابزارهای اقتصادی و نظامی، هژمونی خود را بر روی کشورهای کوچکتر و در حال توسعه حفظ کنند.
💡 در تحلیلهای سیاسی مدرن، مفهوم هژمونی فرهنگی بسیار اهمیت دارد زیرا نشان میدهد که چگونه ارزشها و باورهای یک ملت بر دیگران اثر میگذارد.
💡 توازن قوا در روابط بینالملل مانع از آن میشود که یک کشور تنها به دنبال ایجاد هژمونی مطلق و کنترل کامل بر تمامی مناطق باشد.