هوسران

لغت نامه دهخدا

هوس ران. [ هََ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه در پی هوس باشد و بدنبال هوس برود.

فرهنگ عمید

آن که به هوا وهوس و میل نفس رفتار کند.

جمله سازی با هوسران

💡 این ستمکاران که می‌خواهند سلطانی کنند عالمی را کشته تا یک دم هوسرانی کنند

💡 تا چند هوسرانی، دندان هوس بشکن بگذر ز گران جانی زندان نفس بشکن

💡 دلا مکن گله از کس که خوار و زار شود هر آن که‌ شد چو تو سرگشته در هوسرانی

💡 دو روزه بود، هوسرانی نظربازان همین بس است، که منظور باغبان شده‌ایم

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز