هوسباز

لغت نامه دهخدا

هوس باز. [ هََ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه در پی هوس رود. هواپرست. ( آنندراج ). که هوس باختن خواهد: هرزه گردی بی نماز، هواپرست هوس باز.( گلستان ). ضغرس؛ مرد آزمند هوس باز. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) شهوت پرست.

فرهنگ عمید

کسی که هر دم هوسی بکند.

فرهنگ فارسی

کسی که هردم هوسی بکند

جمله سازی با هوسباز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان اوحدی سازیست در بزم هوسبازان برو ابریشم زاری ز بهر آن نوا بسته

💡 بباید هوس کردن از سر به در که دور هوسبازی آمد به سر

💡 در آن مشهد که باشد بی نیازی هوسبازی نباشد عشقبازی

💡 مگو احوال درد من به پیش هر هوسبازی که جز عاشق نمی‌داند حکایت‌های مرموزم

💡 مرد هوسباز را دست حمایل برن طوق میان مرد را پای زن بیحیا

💡 اما هرزه‌گردی بی نماز هواپرست هوسباز که روزها به شب آرد در بند شهوت و شبها روز کند در خواب غفلت و بخورد هر چه در میان آید و بگوید هر چه بر زبان آید رند است وگر در عباست.

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز