هواخواهی
هواخواهی به معنای طرفداری، حمایت یا پشتیبانی از شخص، گروه، اندیشه یا هدفی مشخص است. این واژه نشان میدهد که فرد با میل و علاقه، جانب کسی یا چیزی را گرفته و خود را همراه و همسو با آن میداند.
در گفتار و نوشتار فارسی، هواخواهی معمولاً در زمینههای اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی به کار میرود و بیانگر گرایش و تعصب مثبت نسبت به یک موضوع یا شخصیت است. وقتی گفته میشود کسی هواخواه فردی است، یعنی از او پشتیبانی کرده و در جهت تقویت جایگاه او تلاش میکند.
هواخواهی نشانه وجود علاقه و پایبندی است و اغلب بار معنایی مثبت دارد، زیرا همراهی و پشتیبانی را منتقل میکند. البته بسته به موقعیت، میتواند به معنای جانبداری متعصبانه هم تعبیر شود. به طور کلی، این واژه نمادی از وفاداری و حمایت فعال در روابط انسانی است.
مترادفها
پارتیبازی، جانبداری، طرفداری
متضادها
بیطرفی، عدالت
لغت نامه دهخدا
هواخواهی. [ هََ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) طرفداری. دوستی. علاقه. مساعدت. معاضدت. ( یادداشت بخط مؤلف ): آن میل ها و هواخواهی ها که دیده آمده بود بنشست. ( تاریخ بیهقی ). از جانب وی همه راستی و یکدلی واعتقاد راست و هواخواهی بوده است. ( تاریخ بیهقی ).
گر ببینی ز مرغ تا ماهی
همه را باشد این هواخواهی.نظامی.گل کمر بسته در شهنشاهی
خاک چون باد در هواخواهی.نظامی.
فرهنگ فارسی
۱- هواپرستی ۲-اشتیاق آرزومندی. ۳- عشق محبت. ۴- طرفداری حمایت علاقه مندی هواداری: ومجموع خواتین و شاهزادگان وامرا وارکان دولت را پیشکشهای کرامند گذرانیده و وظیف. هواخواهی و خدمتکاری بجای آورد.
جمله سازی با هواخواهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از هواخواهی ثنا میگویدت وز سر عجزی دعا میگویدت
💡 چه حاصل از هوای وصل جامی گر از جانان هواخواهی نباشد
💡 تا گل به هواخواهی روی تو درآمد نقاش چمن صاحب وجه حسنش کرد
💡 از هوس گر تو به دنبال هواخواهی رفت زود بی برگ ازین دار فنا خواهی رفت
💡 گرچه شاهان به هواخواهی او خاسته اند پیش درویش هواخواه فرو آمده بود