لغت نامه دهخدا
هوائی. [ هََ ] ( ص نسبی ) رجوع به هوایی شود.
هوائی. [ هََ ] ( ص نسبی ) رجوع به هوایی شود.
aereo
💡 گر هوائی بجز از مهر علی هست تو را بهل آشفته عبث باد چه میپیمائی
💡 برفعت گر نماید خودنمائی فتد در خاک چون تیر هوائی
💡 چنان مطرب هوائی دارد الحق که رقص آید در او در هر زمان خاک
💡 چو بازی گه گردد ز شه خشمگین هوائی شد و باز نامد به کین
💡 بیرون زجهان ایدل خیز آب و هوائی جو کاتش بدورن دارم زین سلسله خاکی
💡 از این چار گوهر چه دیدی حکیما بجز تندی و پستی و بد هوائی