فرهنگ عمید
۱. هم رنگ.
۲. همانند، شبیه.
۱. هم رنگ.
۲. همانند، شبیه.
همرنگ، همانند، شبیه
[زبان شناسی] ← همگون شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماهی مینو حساسیت فوقالعادهای نسبت به خون همگونهایهای خودش دارد و اگر بدن مینویی خراش برداشته و خونش وارد آب شود، سایر مینوها حرکات شدید ترسآلودی از خود نشان میدهند. همین ماهی نسبت به خون انواع دیگر ماهیها ترس به مراتب کمتری نشان میدهد.
💡 در بر او دلبری همجهرهٔ خورشید باد در کف او ساغری همگونهٔ گلنار باد