لغت نامه دهخدا
واکت. [ ک ِ ] ( ع ص ) شتری که آرنج وی برگردد و بر پهلو درخورد و مجروح گرداند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ناکت. ( اقرب الموارد ). رجوع به ناکت شود.
واکت. [ ک ِ ] ( ع ص ) شتری که آرنج وی برگردد و بر پهلو درخورد و مجروح گرداند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ناکت. ( اقرب الموارد ). رجوع به ناکت شود.
شتری که آرنج وی بر گردد و بر پهلو در خورد و جروح گرداند. ناکت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهر سلیمانی آستاروث در پیو واکت ظاهر میشود.