لغت نامه دهخدا
هم نامی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) هم نام بودن. نسبت دو تن که به یک نام خوانده شوند:
روز بهرام و رنگ بهرامی
شاه با هر دو کرده هم نامی.نظامی.
هم نامی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) هم نام بودن. نسبت دو تن که به یک نام خوانده شوند:
روز بهرام و رنگ بهرامی
شاه با هر دو کرده هم نامی.نظامی.
{homonymy} [زبان شناسی] روابط میان واژه هایی که از نظر آوایی و گاه نوشتاری یکسان اند، ولی معنی متفاوت دارند
روابط میان واژههایی که از نظر آوایی و گاه نوشتاری یکساناند، ولی معنی متفاوت دارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با این حال، تردیدهایی وجود دارد که این آیهٔ قرآن به مسجدالاقصای کنونی اشاره داشته باشد و ممکن است منظور قرآن از مسجدالاقصی مکانی در بهشت باشد. همنامی این مسجد با بنایی که قرآن از آن نام برده، شاید ریشه در تبلیغات بنیامیه در زمان عبدالملک بن مروان داشته باشد که بیتالمقدس را بالا برد تا از اهمیت مکه بکاهد زیرا مکه در آن دوره تحت حاکمیت عبدالله بن زبیر که با امویان دشمنی میورزید بود.