همنامی
لغت نامه دهخدا
هم نامی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) هم نام بودن. نسبت دو تن که به یک نام خوانده شوند:
روز بهرام و رنگ بهرامی
شاه با هر دو کرده هم نامی.نظامی.
فرهنگستان زبان و ادب
{homonymy} [زبان شناسی] روابط میان واژه هایی که از نظر آوایی و گاه نوشتاری یکسان اند، ولی معنی متفاوت دارند
ویکی واژه
روابط میان واژههایی که از نظر آوایی و گاه نوشتاری یکساناند، ولی معنی متفاوت دارند.
جمله سازی با همنامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با این حال، تردیدهایی وجود دارد که این آیهٔ قرآن به مسجدالاقصای کنونی اشاره داشته باشد و ممکن است منظور قرآن از مسجدالاقصی مکانی در بهشت باشد. همنامی این مسجد با بنایی که قرآن از آن نام برده، شاید ریشه در تبلیغات بنیامیه در زمان عبدالملک بن مروان داشته باشد که بیتالمقدس را بالا برد تا از اهمیت مکه بکاهد زیرا مکه در آن دوره تحت حاکمیت عبدالله بن زبیر که با امویان دشمنی میورزید بود.
💡 در سیستمهای ثبت احوال، همنامی بسیار زیاد میان افراد میتواند باعث بروز مشکلات جدی در شناسایی هویت و مدیریت پروندههای قضایی شود.
💡 وجود همنامی میان دو شخصیت در یک رمان میتواند به نویسنده کمک کند تا پیچیدگیهای داستانی و سوءتفاهمهای جالبی را خلق کند.
💡 برخلاف تصور بسیاری، همنامی در زبانشناسی به معنای استفاده از کلمات متفاوت برای نشان دادن مفاهیم مشابه است، نه لزوماً نامهای یکسان.