لغت نامه دهخدا
همع. [ هََ م َ / هََ ] ( ع مص ) فرودویدن اشک. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ).
همع. [ هََ م َ / هََ ] ( ع مص ) فرودویدن اشک. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ).
فرو دویدن اشک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنها نه ایم در ره دور و دراز عشق آوارگی چو ریگ روان همعنان ماست
💡 به همعنانی طفلان نی سوار بماند چه تیغها به نیام و چه تیرها در کیش
💡 براق سیر سمند جهان بورت را ظفر ملازم و اقبال همعنان باشد
💡 جان هواپرستان با باد همعنان است باشد حباب کم عمر در آب زندگانی
💡 علو قدر ترا باد همرکاب افلاک مضاء عزم ترا باد همعنان آتش