لغت نامه دهخدا
همدیگر. [ هََ گ َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) همدگر. گویا در استعمال قدما از «همدیگر» معنی همه و جماعت ملحوظ است و از یکدیگر از هر سو یک تن. ( یادداشت به خط مؤلف ). یکدیگر. رجوع به همدگر شود.
همدیگر. [ هََ گ َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) همدگر. گویا در استعمال قدما از «همدیگر» معنی همه و جماعت ملحوظ است و از یکدیگر از هر سو یک تن. ( یادداشت به خط مؤلف ). یکدیگر. رجوع به همدگر شود.
هر یک از دو یا چند نفر یا چند چیز که در رابطه متقابل دارند؛ هم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیک اصلید اینجا بازماندید ابا همدیگرش دمساز ماندید
💡 ترک و تاجیک را به همدیگر خصمی و گیر و دار میبینم
💡 دنیی و عقبی به همدیگر ببین در وجود این و آن حکمت نگر
💡 مجموع تن و قالب خود را بنگر جوقی مستند و خفته بر همدیگر
💡 کردشان حق جدا ز همدیگر تا که شد فرقشان عیان چون خور
💡 جملگی جویای این جوهر شدند نیز بعضی یار همدیگر شدند