لغت نامه دهخدا
هم تراز. [ هََ ت َ ] ( ص مرکب ) هم طراز. برابر. هم سطح. یکسان. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به هم ترازو شود.
هم تراز. [ هََ ت َ ] ( ص مرکب ) هم طراز. برابر. هم سطح. یکسان. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به هم ترازو شود.
= هم طراز
هم طراز برابر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امروزه «نیدلمن-وانج» به یک الگوریتم همترازی سراسری اشاره میکند که برای جریمه پرشهای خطی، زمان اجرایی از درجه دو دارد.
💡 هست پودات و سترسا آنچه بشناسی بحس هم کسی باشد تعین همتراز و هم نبرد
💡 با هم همترازند. اگر از طریق حذف به دست آمدهاست،
💡 همترازوی گنج عرفان نیست هر چه در کان دهر، سیم و زر است
💡 بشاهی کش وفا تعویذ بازوست بدرویشی که شاهش همترازوست
💡 عمل برگشت به عقب در این الگوریتم از خانه ایی که مقدار بیشنه را دارد شروع شده و به خانه ایی که مقدار صفر دارد ختم میشود؛ که این مسیر بیشترن امتیاز همترازسازی محلی را دارد.[۱]