هماد

لغت نامه دهخدا

هماد. [ هََ ] ( ضمیر مبهم ) همه و جمیع و کل. ( برهان ).

فرهنگ معین

(هَ ) (ق. ) همه، کل، تمام.

فرهنگ فارسی

همه مو جمیع و کل

ویکی واژه

همه، کل، تمام.

جمله سازی با هماد

💡 ذوق مستی از حضور خسروی بالاترست دولت بال همادر سایه تاک است و بس

💡 کسروی نسبت به شعر و شاعران نیز انتقاد داشت و از جمله حافظ را «شاعرک یاوه‌گوی مفتخوار» و سعدی را «مرد ناپاک» خواند. کسروی و پیروانش در ۱ دی هر سال در دههٔ ۱۳۲۰ خورشیدی جشن کتاب‌سوزی تحت عنوان باهماد آزادگان برگزار می‌کردند و کتاب‌هایی را که مضر تشخیص می‌دادند (از جمله دیوان حافظ، رمانها، کتاب‌های دعا، و کتاب‌های بهائیان) می‌سوزانند.