«هق» واژهای است که در منابع کهن عربی به صورت مصدر آمده و در زبان فارسی کاربرد بسیار اندکی دارد و بیشتر در متون لغت دیده میشود. یکی از معناهای آن در فرهنگهای قدیمی، خسته کردن کسی در جماع ذکر شده که کاربردی خاص و محدود به متون لغوی است. این معنا امروزه در گفتار و نوشتار رایج فارسی تقریباً استفاده نمیشود و بیشتر جنبه تاریخی دارد. معنای دیگر آن در برخی منابع عربی «گریختن» یا فرار کردن بیان شده است. در این کاربرد، «هق» به حرکت سریع برای دور شدن از چیزی یا کسی اشاره میکند. با این حال، این واژه در زبان روزمره فارسی شناختهشده نیست و کمتر به کار میرود. بیشتر مردم آن را نمیشناسند و در متون ادبی فارسی نیز حضور پررنگی ندارد. بنابراین «هق» را باید واژهای نادر و مربوط به فرهنگهای لغت دانست. شناخت آن بیشتر برای پژوهشهای زبانی و مطالعه واژههای کهن مفید است.
هق
لغت نامه دهخدا
هق. [ هََ ق ق ] ( ع مص ) مانده کردن کسی را در جماع. ( منتهی الارب ). || گریختن. ( اقرب الموارد ).
هق. [ هَِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش اشنویه شهرستان ارومیه که 453 تن سکنه دارد. آب آن از قادرچای و محصول عمده اش غله، حبوب و توتون و کاردستی مردم جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
مانده کردن کسی را در جماع