فرهنگ معین
( هَ. هِ ) (ص مر. ) ۱ - آن چه که هفت ماه از عمرش گذشته باشد.، ~ بودن (زاییدن ) (کن. ) بسیار عجول شدن، بسیار شتاب داشتن.
( هَ. هِ ) (ص مر. ) ۱ - آن چه که هفت ماه از عمرش گذشته باشد.، ~ بودن (زاییدن ) (کن. ) بسیار عجول شدن، بسیار شتاب داشتن.
(صفت ) آنچه که هفت ماه ازعمرش گذشته باشد. یا هفت ماهه بودن (زاییدهشدن ). بسیارعجول بودن بسیارشتاب داشتن.
آن چه که هفت ماه از عمرش گذشته باشد.؛ ~ بودن (زاییدن)
بسیار عجول شدن، بسیار شتاب داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهجور هفت ماهه منم ز آن دو هفته ماه کز نیکویی چو عید عزیز است منظرش
💡 هیچ میدانی که حیدر حی درید هفت ماهه این هدایت را که دید
💡 این هفت ماهه زحمت و محنت ز ناکسان رنجوری تو بود و شهادت شفای تو