هفت ماهه

مترادف‌ها

هفت ماه

فرهنگ معین

( هَ. هِ ) (ص مر. ) ۱ - آن چه که هفت ماه از عمرش گذشته باشد.، ~ بودن (زاییدن ) (کن. ) بسیار عجول شدن، بسیار شتاب داشتن.

فرهنگ فارسی

(صفت ) آنچه که هفت ماه ازعمرش گذشته باشد. یا هفت ماهه بودن (زاییدهشدن ). بسیارعجول بودن بسیارشتاب داشتن.

ویکی واژه

آن چه که هفت ماه از عمرش گذشته باشد.؛ ~ بودن (زاییدن)
بسیار عجول شدن، بسیار شتاب داشتن.

جمله سازی با هفت ماهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مهجور هفت ماهه منم ز آن دو هفته ماه کز نیکویی چو عید عزیز است منظرش

💡 هیچ میدانی که حیدر حی درید هفت ماهه این هدایت را که دید

💡 این هفت ماهه زحمت و محنت ز ناکسان رنجوری تو بود و شهادت شفای تو

💡 دوره هفت ماهه نخست بارداری یکی از حساس‌ترین مراحل زندگی است که نیاز به مراقبت‌های پزشکی بسیار دقیق و مستمر دارد.

💡 مدیر پروژه اعلام کرد که برنامه هفت ماهه برای تکمیل ساخت بنای جدید، نیاز به بودجه بسیار بیشتری از قبل دارد.

💡 در طول دوره هفت ماهه آموزشی، دانشجویان مهارت‌های لازم برای ورود به بازار کار را به صورت کاملاً عملی فرا می‌گیرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران