لغت نامه دهخدا
هسیر. [ هَََ ] ( اِ ) هسر است که یخ باشد. ( برهان ):
امروز از خجالت دوشینه بنده را
جانی است پر ز آتش و طبعی پر از هسیر.سنائی.
هسیر. [ هَََ ] ( اِ ) هسر است که یخ باشد. ( برهان ):
امروز از خجالت دوشینه بنده را
جانی است پر ز آتش و طبعی پر از هسیر.سنائی.
(هَ ) (اِ. ) یخ، هسر.
۱. یخ: امروز از خجالت دوشینه بنده را / جانی ست پر ز آتش و طبعی پر از هسیر (سنائی: لغت نامه: هسیر ).
۲. یخی که در سرمای سخت بر روی زمین می بندد.
(اسم ) یاپرهسر. پرازیخ: (( امروز ازخجالت دوشینهبندهرا جانی است پرز آتش طبعی است پرهسیر. ) ) (سنائی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای هسیره که تو داری د شکر شیرین تره.