هرز

لغت نامه دهخدا

هرز. [ هََ ] ( ص ) مخفف هرزه که بیهوده باشد. ( برهان ): علف هرز. گیاه هرز. ( یادداشت به خط مؤلف ).
ترکیب ها:
- هرز آب. هرز دادن. هرز رفتن. هرز شدن. هرز کردن. رجوع به این مدخل ها شود.
|| ( اِ ) جایی که آبهای بیفایده در آن جمع شود. ( برهان ). رجوع به هرز آب و هرز رفتن شود.
هرز. [ هََ ] ( اِخ ) جایی است که قبرهایی از زمان جاهلیت در آن یافت شود. ( معجم البلدان ). || نیز شبی از شبهای عرب که مربوط بدان مکان است و آن شب وقعه هذیل است و هلاکت ثمود نیز گویند در همین شب اتفاق افتاد. ( معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(هَ ) (ص. ) (حامص. ) ۱ - یاوه گویی. ۲ - ولگردی.

فرهنگ عمید

۱. آنچه بر اثر استفادۀ پیاپی کارکرد آن مختل شود، مثل پیچ ومهره یا چاقو.
۲. بی فایده، بی مصرف.
۳. گیاه بی مصرف که در میان گیاهان مفید می روید و به آن ها آسیب می زند.

فرهنگ فارسی

هرزه، بیهوده، یاوه، بیکاره، یاوه گویی، ولگردی
۱-(صفت ) بیهوده هرزه بی حاصل: علف هرز. ۲- هدر. ۳- خراب ضایع: (( این قف هرز است. ) ) ۴- بی قاعده.

جمله سازی با هرز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرزه‌در است گفتگو ورنه تأمل نفس پیش برد ز کاروان هر قدمی که پس کشد

💡 شاخ و برک هرزه‌کردی تیشه‌اکا درکار داشت قامت خم‌گشتهٔ ما را به پای ما زدند

💡 از برای خرده‌ای زر جستن آزار من بس عجب می‌دارم از طبع گهرزای شما

💡 من آن نیم که یکسره تدبیر مملکت تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم

💡 تا چند هرزه از در هر کوچه تاختن یک قطره خون شو و ز گلوی بریده رو

💡 خود گرفتم ساحری شد شاعریت ای هرزه‌گوی چیست جز «لا یفلح الساحر» نتیجهٔ ساحری

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز