نیمکره
مترادفها
نیمه، نیمکره
لغت نامه دهخدا
نیم کره. [ک ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) نصفی از کره زمین: نیم کره شمالی. نیم کره جنوبی.
- نیم کره مغز؛ هر یک از دو قسمت چپ و راست مغز. ( لغات فرهنگستان ).
فرهنگ معین
(کُ رَ یا رِ ) (اِمر. ) هر نیمة کرة زمین که به وسیلة خط استوا جدا شده.
فرهنگ عمید
نصف کرۀ زمین که به وسیلۀ خط فرضی استوا جدا شده است: نیمکرۀ شمالی، نیمکرۀ جنوبی.
فرهنگ فارسی
نصف کره، نصف کره زمین که بوسیله خط استواجداشود، قسمت شمالی رانیمکره شمالی وقسمت جنوبی را نیمکره جنوبی میگویند
دانشنامه آزاد فارسی
نیمکُرِه (hemisphere)
در ریاضیات، نیمی از کره، حاصل از بریدن کره در طول یک دایرۀ عظیمهاش.
ویکی واژه
(نجوم و جغرافیا): هر یک از دو نیمه کره زمین که خط استوا آن را تقسیم میکند.
(ریاضی): حجمی که از نصف کردن کُره با صفحه گذرنده از هر یک از قطرهایش بدست میآید.
جمله سازی با نیمکره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سفر دریایی آمریگو وسپوچی در سال ۱۴۹۷ یعنی پنج سال پس از سفر کریستف کلمب آغاز شد. هر دو برای دولت اسپانیا کار میکردند و هزینه سفرهای آنان را آن دولت پرداخت میکرد. وسپوچی چهار بار به نیمکره غربی (قاره آمریکا) سفر کرد، و نسبت به کریستف کلمب از مکانهای بیشتری در قاره جدید بازدید کرد.
💡 برگ این گیاه شبیه به دو نیمکره مغز است.
💡 تلسکوپ اسکای مپر برای انجام بررسی آسمان جنوبی ساخته شدهاست که در طول پنج سال از کل آسمان جنوبی چندین بار در شش فیلتر طیفی اسکای مپر تصویربرداری میکند. این بررسی مشابه بررسی آسمان دیجیتال اسلون از آسمان نیمکره شمالی خواهد بود اما چندین مورد از قابلیتهای آن پیشرفت دادهشدهاست، از جمله پوشش زمانی، اندازهگیری دقیقتر ویژگیهای ساختاری ستارهها و پوشش بخشهای بزرگی از صفحهٔ کهکشان.