فرهنگستان زبان و ادب
{cornering force, side force} [قطعات و اجزای خودرو، مهندسی بسپار- تایر] نیرویی که باعث می شود خودرو بتواند پیچ جاده را طی کند؛ جهت این نیرو مخالف نیروی مرکزگریزی است
{cornering force, side force} [قطعات و اجزای خودرو، مهندسی بسپار- تایر] نیرویی که باعث می شود خودرو بتواند پیچ جاده را طی کند؛ جهت این نیرو مخالف نیروی مرکزگریزی است
نیرویی که باعث میشود خودرو بتواند پیچ جاده را طی کند؛ جهت این نیرو مخالف نیروی مرکزگریزی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز گشت سپهر آتش آمد پدید که آتش ز نیروی گردش دمید