نیائی

لغت نامه دهخدا

نیائی. ( ص نسبی ) منسوب به نیا. رجوع به نیا و نیز رجوع به نیایی شود.

جمله سازی با نیائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بشیرین لبت تازد ار آن سیه زلف چه ترکی که با هندوئی بر نیائی

💡 که گر در نیائی از آن در بجهد عدوت از همان در درآید به پیش

💡 و گفت: توکل آنست که تا شدت فاقه در تو پدید نیاید بهیچ سبب باز ننگری و از حقیقت سکون بیرون نیائی چنانکه حق داند که تو بدان راست ایستاده.

💡 هنگامی که تاچی بروز نامه استقلال را برای نمایندگان می‌خواند، ده‌ها هزار آلبانیائی‌تبار با فریادهای شادی، در خیابان‌های اطراف ساختمان پارلمان جمع شده بودند.

💡 همچو پاکان میتوانم دست بر خاطر نهاد دست تا گردیده پاک از چرک دنیائی مرا

💡 ای فلان، تو بین دو گنجینه از گنجینه های دنیائی ایستاده ای، گنج اموال و گنج مردان.