لغت نامه دهخدا
نچ. [ ن ُ / ن ُچ چ ] ( اِ صوت ) نه ! ( آنندراج از گل کشتی ). در تداول کودکان، بیشتر به مزاح، نه ! لا! ( یادداشت مؤلف ).
نچ. [ ن ُ / ن ُچ چ ] ( اِ صوت ) نه ! ( آنندراج از گل کشتی ). در تداول کودکان، بیشتر به مزاح، نه ! لا! ( یادداشت مؤلف ).
(نُ ) (اِصت. ) (عا. ) ۱ - آوایی که به علامت عدم قبول یا تأسف از کاری از دهان برآورند. ۲ - نه، خیر.
(اسم ) ۱ - آوایی که بعلامت عدم قبول یا تاسف ازکاری ازدهان بر آورند.۲ - نه خیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دل پرس آنچه پرسی شیخ هشیار که در دل حاضر است اینجای دلدار
💡 بهار در دل هر غنچه عالمی دارد ترا خیال که عالم همین و جا اینجاست
💡 آهِ افسوس و سرشکِ گرم و داغِ حسرت است آنچه از عمرِ سبکرفتار میماند به جا
💡 باده نبود آنچه جوان سر کشید شربتِ مرگ از کفِ دختر چشید
💡 کنون گر بایدت با اینچنین کس چو من هستم بکس منگر ازین پس
💡 به رنگ غنچهٔ تصویر در بغل دارم شکفتنی که به تاراج نادمیدن رفت