نونوار

مترادف‌ها

نوین، تازه، جدید

متضادها

قدیمی، کهنه

لغت نامه دهخدا

نونوار. [ ن َ / نُو ن َ] ( ص مرکب ) در تداول، کسی که تهیدست بوده و سر و وضعی درست نداشته و بسبب اتفاقی یا انعام و بخشش کسی به نوائی رسیده و سر و وضع خود را تغییر داده و زندگیش را سامان بخشیده. ( از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
- نونوار شدن؛ پس از آنکه جامه های مندرسی داشت البسه نو و گران قیمت دارا شدن. ( یادداشت مؤلف ). از فقر و فلاکت خلاص یافتن. جامه خلقان و کهنه را به نو بدل کردن.

فرهنگ معین

(نُ. نَ ) (ص مر. ) (عا. ) کسی که تازه به مالی رسیده و به آراستن سر و وضع ظاهر خود پرداخته باشد.

فرهنگ عمید

کسی که تازه سر و وضع خوب پیدا کرده، آن که تازه به نوایی رسیده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که تهدیست بوده و سر و وضعی درست نداشته و بسبب اتفاقی یا انعام و بخشش کسی بنوایی رسیده و سر و وضع خود را تغییر داده و زندگیش را سامان بخشیده ( ازفرعا. جما ): (( کوری چشم کس که خواست نبیند ما و تو باشیم نو نوار علی جان. ) ) ( عارف. دویان. چا. تهران ۱۳۳۷ ص ۳۱۴ )

ویکی واژه

(عا.)
کسی که تازه به مالی رسیده و به آراستن سر و وضع ظاهر خود پرداخته باشد.

جمله سازی با نونوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شکفته دار به برگ و نوا یتیمان را که کودکان چمن نیز نونوار آمد

💡 کوری چشم کسی که خواست نبیند ما و تو باشیم نونوار علی‌جان

💡 طراحان مد با استفاده از الگوهای سنتی و ترکیب آن‌ها با رنگ‌های مدرن، مجموعه‌ای از لباس‌های نونوار را برای فصل بهار طراحی و تولید کرده‌اند.

💡 در بازار بزرگ شهر، مغازه‌های پوشاک همواره تلاش می‌کنند تا با عرضه کالاهای نونوار و با کیفیت، مشتریان خود را در هر فصل راضی نگه دارند.

💡 نویسندگان بزرگ معمولاً با استفاده از واژگان نونوار و عبارات تازه، سعی می‌کنند تا فضای روایی داستان خود را از کلیشه‌های قدیمی و تکراری دور کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران