نورزا
مترادفها
درخشان، تابان، فروزان، تابناک، نورانی
متضادها
تاریک، تیره، کدر، تار
لغت نامه دهخدا
نورزا. ( نف مرکب ) نورزای. رجوع به نورزای شود.
جمله سازی با نورزا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درانیها بزرگترین تیره پشتون بوده که شامل اقوام، اچکزایی پوپل زایی، نورزایی، بارکزایی، علیزایی و الکوزایی میباشد. ۱۲۳[نیازمند منبع]
💡 مغربی را مشرقی کرده خدای کرده مغرب را چو مشرق نورزای
💡 ای نورزای چشمه دیدی که چند دیدم در چاه شر شروان ظلمات ظلم بیمر
💡 ظل الهی است ولی ظل زدای سایه نور است ولی نورزای
💡 سخنورزان ازان لب نکته گویند خوش آید طوطیان را از شکر بحث