نورزا

مترادف‌ها

درخشان، تابان، فروزان، تابناک، نورانی

متضادها

تاریک، تیره، کدر، تار

لغت نامه دهخدا

نورزا. ( نف مرکب ) نورزای. رجوع به نورزای شود.

جمله سازی با نورزا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 درانی‌ها بزرگ‌ترین تیره پشتون بوده که شامل اقوام، اچکزایی پوپل زایی، نورزایی، بارکزایی، علیزایی و الکوزایی می‌باشد. ۱۲۳[نیازمند منبع]

💡 مغربی را مشرقی کرده خدای کرده مغرب را چو مشرق نورزای

💡 ای نورزای چشمه دیدی که چند دیدم در چاه شر شروان ظلمات ظلم بیمر

💡 ظل الهی است ولی ظل زدای سایه نور است ولی نورزای

💡 سخنورزان ازان لب نکته گویند خوش آید طوطیان را از شکر بحث

💡 در طراحی‌های جدید فضای داخلی، استفاده از مواد نورزا برای تزئین دیوارها می‌تواند اتمسفر محیط را بسیار جذاب‌تر و مدرن‌تر از حالت سنتی کند.

💡 برخی از موجودات دریایی در اعماق تاریک اقیانوس دارای بافت‌های نورزا هستند که به آن‌ها کمک می‌کند در محیط‌های بسیار کم‌نور به فعالیت خود ادامه دهند.

💡 تکنولوژی‌های جدید در ساخت نمایشگرها، به دنبال استفاده از لایه‌های نورزا بسیار نازک و با کارایی بالا برای تولید تصاویر با وضوح خیره‌کننده هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران